اینبار کمی فکر کن ...
مطلبی رو که راجع به پدیده Dust و خشکسالی در اصفهان رو نوشتم گذاشتم توی بلاگ اما دیدم مطلب بلندیه و بلاگ رو زشت می کنه.برش داشتم.
می خوام یه حرفیو با یه مثال بگم.مثالش واقعیه هاا !!!
یکی از بستگان همکارم که مربی والیبال بوده کنار زمین بازی نشسته بود و بازی رو تماشا می کرد.یکی از بازیکن ها پس از دفع توپ،کنترلش رو از دست می ده و با دوتا آرنج خودش روی سر مربی فرود میاد.مربی که سردردش بعد از چند ساعت خوب می شه این ماجرا رو فراموش می کنه.چند ماه بعد سردرد های ناگهانی می گیره و تاری دید و ... میره دکتر.دکتر ازش می پرسه ضربه ای به سرت خورده؟می گه نه.خلاصه از این دکتر به اون دکتر.از چشم پزشک به اعصاب و روان.تا اینکه به تجویز یه دکتر می ره عکسبرداری از سرش.مشخص می شه که تمام این مشکلات از اون ضربه شروع شده و داره به جاهای باریک می کشه.خلاصه اینکه عملش می کنن و نجات پیدا می کنه.
تاحالا شده یه دفعه ای ناراحت بشی و بری توی خودت؟هرکی می گه چته؟می گی نمی دونم.اگه متولد بهمن باشی هم که بهت می گن جنی شدی.بعد از چند ساعت یا چند روز نرمال می شی.خوب.اندفه فکر کن ببین کی و کجا چی دیدی یا چی شنیدی یا چی خوندی که شاید توی اون لحظه خیلی ریلکس از کنارش گذشتی،یا حتی بش خندیدی و شاید واست کوچکترین ارزشی نداشته حتی اما اون حرف یا حرکت تاثیرشو گذاشته.درسته شاید توی ضمیر ناخودآگاهت رفته و حالا به قول فروید بعد از مدتی خودش رو به صورت ادا اطوار و یا لغزش های زبانی نشون می ده.
اگه آدمی مثه من باشی که خیلی دیر واکنش نشون می دی هم که دیگه وای به حالت...چون شاید گاهی هرگز نفهمی روزها ناراحتی و دلخوریت از چه جهتیه ...
من که می دونم حالا میای گیر میدی که فروید این مطلب رو راجع به محدودیت های جنسی گفته و نه ... درسته اما مسئله اینه که بالاترین دلیلی که حرف فروید رو رد کرد بحث جامعه و آسیب های ناشی از نظریاتش بود اما با تمام تفاسیری که از حرفاش شد من نمی تونم به قطع ردشون کنم.
به هر حال اینبار کمی فکر کن.ضرر نمی کنی.
