تبليغاتX
زیگ زاگ های ذهنی یک خبرنگار - پی نوشت

زیگ زاگ های ذهنی یک خبرنگار

ما فرزندان میانه ی تاریخیم.بی هیچ هدف و جایگاهی،بی هیچ جنگ بزرگی...

پی نوشت


بعد یه روز، داستانت می شه داستان اون فیل که توی جنگل کنار دوستاش وایساده بود. یکی از حیوونا یه جک تعریف می کنه و همه می خندن ولی فیل نمی خندیده. فرداش می یان می بینن فیل داره قهقهه می زنه، می گن ماجرا چیه ؟ می گه تازه فهمیدم جک دیروز چی بود. 


پ.ن: نگین چرا بعضی آدما توی موقعیت های گریه، گریه نمی کنن. بعضی آدما رو روزای بعدش برید نگاه کنید. 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 6 PM  توسط Fatima.h  |